السيد الگلپايگاني
6
مجمع المسائل ( فارسي )
وبنى عباس نيز تا مطالب ومشكلات خود را با أئمة در ميان نمىگذاشتند اطمينان پيدا نمىكردند وبه هر قيمتي هر چند سنگين ودشوار بود خود را به امام معصوم زمان خود مىرسانيدند ومسائل خود را از آنان پرسش مىنمودند . فقيه طائفه مرحوم شيخ نجم الدين معروف به محقق قدس سره متوفاى 676 قمري مىفرمايد : حدود چهار هزار نفر از امام صادق عليه السلام نقل روايت مىكردند ودر پرتو تعاليم ومكتب آن بزرگوار ، گروه بسيارى از فقهاء بسان زرارة بن أعين ودو برادرش بكير وحمران ونيز جميل بن دراج وديگران از أعيان فضلاء پرورش يافتند واز جوابهائى كه آن حضرت به سؤالات دادند چهار صد كتاب نوشته شد كه آنها را أصول ناميدهاند ( 1 ) . علامه مجلسي قدس سره از خرائج راوندى نقل فرموده كه هارون بن خارجه مىگويد : مردى از شيعه زنش را با لفظ واحد ، سه طلاقه كرد بعد از أصحاب - شيعه - راجع به اين طلاق پرسش كرد آنان گفتند : اين طلاق صحيح نيست وهيچ گونه اثرى ندارد ولى وقتي كه مطلب را با همسرش در ميان گذاشت أو گفت من قانع وراضى نمىشوم مگر اين كه از حضرت صادق عليه السلام پرسش كنى اتفاقا حضرت صادق عليه السلام در آن زمان از طرف أبو العباس سفاح تبعيد بودند ودوران تبعيد خود را در حيره مىگذرانيدند آن مرد مىگويد من بناچار به حيره رفتم وليكن هيچ گونه امكان ملاقاة آن حضرت وسؤال مسألهاى از ايشان نبود زيرا سفاح به كلى ملاقاة آن حضرت را ممنوع كرده بود در انديشه ودر پى راهى بودم كه با آن حضرت ملاقاة كنم ناگهان يك مرد بيابانى را ديدم كه جبه پشمينهاى پوشيده وخيار مىفروخت به أو گفتم : همه خيارهايت را به چقدر مىفروشى ؟ پاسخ داد : به يك درهم . من يك درهم به أو دادم وبعد به أو گفتم : جبهات را هم به من بده .
--> ( 1 ) معتبر ص 5